چگونه زیستن!

رازهای برای خوب زیستن«مشاوره»

چگونه زیستن!

رازهای برای خوب زیستن«مشاوره»

۳۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

از جمله لوازم ضروری ارتباط، صحبت کردن است. اسلام صحبت کردن لازم و ضروری زن و مرد نامحرم را در امورات و کارهای روزمره زندگی مانند: خرید و فروش، تعلیم و تعلم، پرس و جو، آن هم با رعایت کامل حدود شرعی حرام نمی‌داند؛ چنان که در روایت می‌خوانیم که رسول خداصلی الله علیه وآله سخن گفتن با زنان نامحرم را ممنوع کردند، مگر اینکه ناچار باشند، که در این هنگام بیش از پنج کلمه سخن گفتن را با نامحرم روا ندانستند

  • عوف عقیلی

 از آنجا که تعداد زیادی از افراد جامعه را نسل جوان تشکیل می‌دهد، دشمنان کشور ما، با تهاجم فرهنگی و توطئه‌های گوناگون، جوانان را مورد هدف قرار داده اند تا بتوانند با سرگرم کردن ایشان به مسائل شهوانی، همانند آسان گرفتن موضوع اختلاط زنان و مردان و بی توجهی به مرزهای محرم و نامحرم، نشاط، نوآوری و کارآمدی آنان را از بین ببرند و کشور را از این سرمایه‌های گرانبها محروم کنند؛ جوانانی که نقطه امید آینده اسلام و انقلاب و کشورند.
جوانان عزیز باید در برابر این گونه توطئه‌ها هوشیار باشند و تحت تأثیر جو و شعارهای به ظاهر فریبنده قرار نگیرند. در این شرائط عقل و ایمان را حاکم قرار دهند، از وسوسه‌های شیطانی به دور باشند، مسائل شرعی و دینی را رعایت کنند و راهی را برگزینند که خدا و پیامبرصلی الله علیه وآله می‌پسندند. و این حقیقتاً تنها راه سعادت و رستگاری است.
به طور کلی، نگاه اولین چیزی است که در برخورد با طرف مقابل و ارتباط با وی صورت می‌پذیرد.

  • عوف عقیلی

سومین هدف ازدواج تامین آرامش می باشد
زندگی مادی انسان که توأم با کار و تلاش و برخورد متقابل و روابط اجتماعی است؛ همواره با خستگی و فرسایش روحی و اضطراب خاطر همراه خواهد بود، که تعب و رنج، ضرورت زندگی دنیایی است: «لَقَدْ خَلَقْنا الاِنْسانَ فی کَبَدٍ [1] ». ما انسان را به حقیقت در رنج و مشقت آفریدیم.
خداوند سبحان یکی از راههایی را که برای جبران کاستیها و رنجها و جلوگیری از اضطراب خاطر قرار داده است، پیوند ازدواج است.
کانون پرمهر خانواده و اُنس همسر با همسر موجب آرامش و آسایش، و جبران خستگی‏ها می‏شود.
آرامشی که در اثر اُنس با همسر نصیب انسان می‏شود، از هیچ راهی حاصل نمی‏گردد هیچ رابطه و اُنس و محبّتی، جای اُنس و مهر همسر با همسر را نمی‏گیرد. افرادی که از نعمت کانون پرمهر خانواده محروم هستند؛ همواره در زندگی احساس کمبود می‏کنند، و همین احساس موجب تشویش و اضطراب نیز می‏شود.
به همین جهت خداوند سبحان، هدف مهمی که برای ازدواج عنوان کرده، تأمین آرامش خاطر است؛ که ازدواج به موقع رعایت مسائل خانواده موجب اُنس و محبت و آرامش می‏شود. قرآن کریم می‏فرماید: «و مِن آیاته اَنْ خلق لکم مِن انفسکم ازواجاً لِتَسْکنُوا الیها [2] ». از نشانه ‏های الهی این است که برای شما همسر آفرید تا بدان آرامش حاصل کنید. غرض آفرینش همسر را تأمین آرامش بیان می‏کند.
موارد یاد شده (پاکدامنی، تربیت فرزند شایسته، تأمین آرامش) سه هدف عمده‏ی ازدواج است که در قرآن و عترت به آن توجه شده است، و البته این سه مهم با هر گونه ازدواجی حاصل نمی‏شود. برای نیل به آرمانهای مقدّس ازدواج خدای سبحان اصول و مقرراتی را تعیین و راهنمایی لازم را ارائه فرموده است که در سایه‏ی رعایت ضوابط و دستورات دینی؛ و ازدواج بر اساس معیارهای اسلامی و شرعی؛ این سه هدف مهم تأمین خواهد شد. اگر کسی مسائل خانوادگی و اصول تربیتی را رعایت نکرد؛ نباید انتظار داشته باشد که به این اهداف برسد و فرزند شایسته تربیت کند.
[1] سوره‏ی بَلَد، 4.
[2] روم، 21.


 

  • عوف عقیلی

دومین هدف ازدواج تربیت فرزند شایسته می باشد.

یکی دیگر از اهداف مهم ازدواج که در آثار و متون دینی بدان توجه داده شده است؛ تربیت فرزند صالح و شایسته می‏باشد، که بزرگترین مسؤولیت خانواده محسوب می‏شود، و موفقیت در آن، بهره‏مندی از نعمت عظیم الهی است.
در آثار دینی ترغیب به ازدواج شده است تا والدین موفق به تربیت انسانی الهی شوند، نه اینکه غرض از ازداواج تنها اطفای شهوات که مشترک بین انسان و حیوان است باشد.
قرآن کریم می‏فرماید: نِساوُئکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَاْتُوا حَرْثَکُمُ أنّی شِئْتُمْ و قَدِّمُوا لِاَنْفُسِکُمْ [1] ...» همسران شما کشتزاران شما هستند، با بذرافشانی در کشتزار خود از نعمت فرزند شایسته بهره‏مند شوید. و رسول‏اللّه (ص) و عترت رسول‏اللّه (ص) هم بر این اصل تأکید دارد.
از امام صادق (ع) رسیده است که سعادت انسان از فرزند شایسته است: «مِنْ سعادة المرء الولد الصّالح [2] ». از حضرت نیز نقل شده که فرزند شایسته گلی است که خداوند سبحان بر پدر و مادر هدیه می‏کند: «الولد الصالح ریحانةٌ مِن اللّه [3] ». و نیز از حضرتش نقل شده است: یادگار و میراث بنده‏ی مؤمن فرزند شایسته است که برای او طلب مغفرت می‏کند: «میراثِ اللّه مِن عبده المؤمن الولد الصالح یستَغفر له [4] .» بنابراین از اهداف مهمّ و
مقدّس دیگر ازدواج تربیت فرزند صالح و شایسته است که در آیات و روایات تأکید زیادی بر آن شده است، که برای نمونه به چند مورد اشاره شد.

 [1] بقره، 223.
[2] وسائل، ج 15، ص 97.
[3] وسائل، ج 15، ص 97.
[4]  وسائل، ج 15، ص 98.

  • عوف عقیلی

هر سنتی از سنتهای الهی پی‏آمد و ثمره‏ا ی را به دنبال دارد، که ثمرات آن را می‏توان به عنوان هدف آن سنت مطرح نمود. و سنت نکاح هم اهدافی بسیار مهمّ و مقدّس به دنبال دارد، که باید مورد توجه قرار گیرد، گرچه بسیاری از افراد، غرض از ازدواج را تنها تأمین غریزه ‏ی جنسی می ‏پندارند! لیکن اهداف مهم ازدواج را در چند عنوان می‏توان بیان کرد.
اولین هدف  ازدواج پاکدامنی پاکدامنی است.
یکی از خواسته ‏های طبیعی و فطری انسان غریزه‏ ی جنسی می‏باشد که برای تأمین آن مانند بسیاری از غرایز نیازمند به همنوع خود است.
تأمین این غریزه می‏تواند از راه ازدواج و نکاح که راه صحیح و شرعی آن است باشد؛ و ممکن است به صورت گناه و سفاح که بیراهه وانحراف است صورت گیرد.
خداوند سبحان برای تأمین نیازهای فطری انسان راه صحیح و شرعی قرار داده و برای تأمین این خواسته، سنت ازدواج را مقرر کرده، تا با به موقع انجام گرفتن پیوند مقدّس ازدواج، جامعه از انواع آلودگی‏ها و بزهکاریها پاک شود. بدین سبب برای حفظ و پاکی جامعه از فساد و گناه قرآن کریم تأکید بر تحقق این سنت الهی دارد و می‏فرماید: «وانکحوا الاَیامی مِنکُم وَالصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وِ اِمائِکُمْ... [1] ».
البته باید مردان بی‏زن و زنان بی‏شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح یکدیگر درآورید. رسول گرامی اسلام (ص) در مورد نقش ازدواج در تأمین عفت جامعه می‏فرماید: «مَنْ تزوج فَقَد أحْرَزَ نصف دینه فلِیَتَقِ اللّه فی نصف الباقی [2]  کسیکه ازدواج کند نیمی از دین خود را از خطر حفظ کرده و در نیم دیگر هم باید تقوا پیشه کند. و یا در روایت دیگر آمده: نیمی از عبادت خدا با ازدواج تأمین می‏شود. «مَنْ تزوّج فقد اُعْطِیَ نصف العباده [3] ».
و در روایت دیگری می‏فرماید: کسی که می‏خواهد خدا را با روحی پاک ملاقات کند باید ازدواج کند که با ازدواج این طهارت حاصل می‏شود: «مَنْ احبٌ اَنْ تلقی اللّه طاهراً مطهّراً فَلْیِتَعفَفْ بزوجةٍ [4] ».
بنابراین از جمله اهداف مهم ازدواج، تأمین عفت فرد و پاکی جامعه می‏باشد.

[1] نور، 32.
[2] بحار، ج 100، ص 219.
[3] بحار، ج 100، ص 220.
[4] مستدرک، ج 2، ص 530.

  • عوف عقیلی

دوستان و همسالان از عوامل مؤثر تربیت کودک هستند. برخلاف رابطه کودک با پدر و مادر، رابطه با دوستان، رابطه‌ای همراه با تساوی و برابری است و بر تفاهم متقابل استوار است. کودک و نوجوان، بسیاری از هنجارهای جامعه از جمله الگوی همکاری، دوستی و علاقه متقابل را از دوستان و همسالان یاد می‌گیرد. آنچه را که جامعه‌شناسان «اخلاق همکاری» می‌نامند، کودک در جمع دوستان و همبازی‌های خود تمرین می‌کند. برخی از جامعه‌شناسان معتقدند که تأثیر افراد هم سن‌وسال عمیق‌تر از تأثیر بزرگسالان است. چرا که فاصله سنی زیاد، درک تلقینات بزرگان را برای کودک دشوار می‌سازد و توصیه‌های آنان را برای وی یک امر تحمیلی و تلقینی می‌سازد که بدون فهم و درک باید آنها را بپذیرد. ولی چیزهایی را که از دوستان هم‌سال فرامی‌گیرد، از طریق تفهیم و تفاهم بوده و در نتیجه ریشه‌دارتر است.

  • عوف عقیلی

چگونه به حرفهای کودکمان گوش کنیم؟
مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودکتان دست یابید:
- به طور مرتب با آنها گفتگو کنید. هر روز وقتی را به این کار اختصاص دهید. حتی اگر این وقت فقط پنج دقیقه هنگام خوابیدن کودک باشد. مدت زمان صحبت کردن می تواند متغیر باشد اما جای آن باید در برنامه روزانه شما مشخص باشد.
- برای صحبت کردن قرار بگذارید. وقتی کودک با شما می خواهد صحبت کند یا به طور غیر شفاهی اشاره می کند که چیزی او را آزار می دهد،در اسرع وقت به طور خصوصی با او خلوت کرده و یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید. بخصوص برای کودکان خردسال،بهترین وقت همان موقع است. اگر مجبورید وقت گفتگو را به تأخیر بیاندازید وقت خاصی را مشخص کنید: «الان وقت مناسبی نیست،ولی امشب درست بعد از جمع کردن ضرفهای شام می تونیم توی اتاقت صحبت کنیم»بعد از تعیین قرار بد قولی نکنید.

  • عوف عقیلی

هشت نکته‌ ی کلیدی برای اینکه بتوانیم پدر و مادر خوبی باشیم
1- باید همواره و به خصوص در زمان رفتار تنبیهی، به او بفهمانید و در عمل نشان دهید که مانند همیشه دوستش دارید. ولی آن «رفتار» به‌خصوص او را دوست نداشته‌اید؛ پس اگر به دلیل رفتار ناپسندش می‌خواهید او را از تماشای تلویزیون محروم کنید، به‌طور حتم مودبانه و به آرامی بگویید:
«خیلی متاسفم که نمی‌توانم بگذارم تلویزیون ببینی»
2 - در فرصت‌های مناسب و با عطوفت به او بگویید که کدام‌یک از کارها و رفتار او را نمی‌پسندید و کدا‌م‌ها را درست و پسندیده می‌دانید؛ آن‌گاه از خودش بخواهید که بگوید درباره‌ی «تغییر رفتار ناپسندش» چه پیشنهادی دارد و چه‌طور می‌تواند این کار را عملی کند.
3- شما الگوی کاملی برای بچه‌ها هستید؛ بنابراین هر لحظه و هر زمان مواظب کارها، رفتار، گفتار و عقاید خود باشید.
فرزندان در آینده هر چه بشوند، نتیجه‌ای مستقیم از رفتار و کردار گذشته و حال خود شما خواهند بود و در این باره مسوولیت، به‌طور کامل با شماست و نه هیچ‌کس دیگر، حتی خودش.
4 - انتظار‌ها و رفتار خود را متناسب با سن بچه‌ها تنظیم و تثبیت کنید. به عنوان نمونه، از نوجوان خود باید انتظاری متفاوت از دیگر بچه‌های بزرگ‌تر یا کوچک‌تر خود داشته باشید و احترامی متناسب با سن و شان او نشان دهید؛ اگر چه این احترام باید نسبت به بچه‌های کوچکتر هم وجود داشته باشد.
5 - وقتی متوجه شدید که فرزندتان برای جلب توجه شما و دریافت «توجه منفی» کار نامناسب یا حرکت نادرستی می‌کند، در آن لحظه به هیچوجه به او توجه نکنید و بی‌اعتنا بمانید؛ اما مراقب باشید که به محض نشان دادن رفتاری مثبت، صددرصد به او محبت و توجه کنید.
6- بسیاری از پدران و مادران تصور می‌کنند که به دلیل رفتار نامناسب بچه‌هاست که کنترل خود را از دست داده و به اصطلاح از کوره در رفته‌اند؛ این تلقی اشتباهی است؛ چرا که در واقع به این دلیل عصبانی شده‌‌اید که کنترلی بر رفتار خود ندارید و سررشته‌ی عملکردتان در دست خودتان نیست.
در لحظه‌های عصبانیت، دوستانه و بدون ابراز هر گونه خشم و عصبانیت در رفتار یا چهره، بی‌درنگ محل را ترک کنید، نوشیدنی خنکی بیاشامید، نفس عمیقی بکشید و با خودتان در این باره صحبت کنید که چگونه می‌توانید ناراحتی، خشم و عصبانیت خویش را نشان ندهید.
این یک اصل کلی و دائمی است که: «اگر کنترل خود را در دست خود نداشته باشید، فرزندتان به سرعت کنترل رفتار شما را به دست خواهد گرفت و از این بازی (عصبانی کردن شما)، لذت خواهد برد.» بنابراین، مرتب سعی خواهد کرد شما را در این چاله بیندازد تا سرانجام در برابر او تسلیم شوید.
7 - تغییر رویه‌ی فرزند شما، هم‌زمان با تغییر رفتارهای شما، اما به شیوه‌هایی که در بالا گفته شد، به تدریج صورت گرفته و به طور قطع، تغییر خواهد کرد؛ اما این روند، یک شبه نیست و احتیاج به صبر، حوصله، گذر زمان و داشتن نقشه و برنامه از سوی شما دارد. جلسه‌های خانوادگی داشته باشید و با همدیگر مدام گفتگو کنید. در کلاس‌های «موثرسازی پدر و مادر» که از سوی مشاوران روان کاو تشکیل می‌شود، حضور یابید و روش‌های جدید تربیتی را بیاموزید.
نویسنده :دکتر شیرین نوروی - روانشناس بالینی
منبع : شادکامی

  • عوف عقیلی

پدران و مادران خوب!
کمی به عقب بر گردید و دوران کودکیتان را بیاد بیاورید!
یادتان هست چه خصوصیت مثبتی از طرف پدر و مادر یا اطرافیانتان در مورد شما گفته می‌شد که حالا درونی شده و در زندگی امروزتان اثر آن را مشاهده می‌کنید؟ شاید یک جمله ی ساده یک تشویق، یک‌ مچ‌گیری مثبت...
به طور حتم اثری مثبت از آن دوران در زندگی امروزتان هست . تشویقی که راهگشای شما شد، پیام مثبتی که شما را به حرکت واداشت، انگیزه‌ای که رشد را برای شما به ارمغان آورد.
بعضی از پدر و مادرها می‌گویند : " آرزو دارم برای فرزندم بهترین‌ها را فراهم کنم، آرزو دارم موفقیتش را ببینم، آرزو دارم... "
پدر و مادر محترم!
اگر از حالا کاری کنید که فرزندتان به خودش اعتقاد و ایمان پیدا کند و نکات مثبتی را در مورد خودش درونی سازد ، برای آینده‌ی فرزندتان بزرگترین سرمایه‌گذاری را کرده‌اید یعنی : بزرگترین پشتوانه برای خوشبختی و رضایت او از زندگی .
وقتی او به توانایی‌ها و نکات مثبت درونش پی ببرد و ایمان بیاورد دیگر جای نگرانی نیست . او می‌تواند به هر موقعیتی دست پیدا کند اگر شکست خورد دوباره بلند می‌شود و راه دیگری را امتحان می‌کند.
در مورد فرزندتان عبارات مثبت را بکار ببرید.
وقتی به فرزندتان یادآوری می‌کنید که او با هوش است ، او دیگر از خودش توقعی غیر از باهوش بودن ندارد . کودک شما در سنی است که بیشترین اعتماد را به پدر و مادر دارد و هر خصوصیتی که پدر و مادر به او نسبت دهند را با تمام وجود می‌پذیرد و درونی می‌کند.
کودکان هوشمندند و درک می‌کنند . چه بهتر که شما پدر و مادر خوب از همان ابتدا روحیه ی مثبت را به فرزندتان القاء کنید . مسلم بدانید این امر در روحیه خودتان هم تاثیر عمیقی بر جا می‌گذارد. وقتی تمام تلاشتان را بکنید تا در هر حرکت فرزندتان جنبه مثبت آن را ببیند و به او یادآوری کنید ذهنتان هم عادت کرده تا مثبت‌نگر باشد .
یک نکته را دقت کنید:
حواستان باشد، به فرزندتان اعتماد به نفس کاذب ندهید که اگر بعدها وارد جامعه شد سرخورده شود.فقط استعدادهای مثبتش را کشف کنید و پرورش دهید.
برای مثال اگر فرزندتان از موسیقی هیچ نمی‌داند به او نگویید که تو بهترین موسیقی‌‌دان هستی! اول اجازه دهید او آموزش موسیقی ببیند بعد او را تشویق کنید و توانایی‌هایش را به رخش بکشید.
باز هم تاکید می‌کنیم نقش شما به عنوان اولین مربی بسیار مهم است همیشه تشویق در هر سنی اثر مثبت از خود برجا می‌گذارد.
به این مثال توجه کنید:
از دوران کودکی خصوصیات مثبت به کودک یاد آوری شده پس یک زمینه ی ذهنی عمیق دارد در سن 14 سالگی معلمی به او می‌گوید:
«اطمینان دارم تو موفق هستی و دنیای بزرگی در انتظار توست» ناگهان چه می‌شود؟ با توجه به اینکه از کودکی در ذهنش گنجانده شده بود که می‌تواند موفق باشد و استعداد‌هایش را به کار گیرد وقتی این حرف را از زبان معلم خود نیز می‌شنود این باور را عمیق‌تر به درون می‌برد. و تبدیل به فردی می‌گردد با اطمینان از موفقیت. هر تشویق و هر موج مثبتی که به سمت کودکان هدایت می‌کنیم در درازمدت حاصل این موج‌ها اقیانوسی عظیم از توانایی‌های آنها خواهد شد.

منبع : ماهنامه ی تخصصی کودک - با تلخیص

  • عوف عقیلی

یکی از هنر های یک مادر خوب ، توانایی او در بر قراری ارتباط مناسب با فرزندش در سنین مختلف می باشد. اولین ارتباط که می تواند خیلی مهم و مفید باشد، بازی کردن با کودک است.
انداختن، قل دادن و گرفتن توپ، موجب افزایش هماهنگی بین دست و چشم او می‌شود و سرعت و مهارت‌های حرکتی کودک را افزایش می‌دهد.
کودک شما بین 3 تا 7 ماهگی یاد گرفته است که اشیای مختلف را با دست بردارد، اما هماهنگی کامل دست که او را قادر می‌کند توپ را قل بدهد یا به سمت چیزی یا کسی پرتاب کند، معمولا بین 18 ماهگی تا 3 سالگی حاصل می‌شود.
او ابتدا قل دادن توپ، سپس پرت کردن آرام را روی زمین یاد می‌گیرد، بعد برداشتن توپ و پرتاب آن به سمت پایین و در نهایت پرتاب توپ به سمت بالا را فرا خواهد گرفت. پس اگر کودک شما هنوز 2 ساله نشده است، آموزش نحوه استفاده از توپ را با بازی‌هایی که شامل حرکت دادن آن روی زمین و به اصطلاح قل دادن توپ می‌شوند و برای او راحت‌تر هستند و کمتر او را می ترسانند، آغاز کنید.
وقتی یک توپ آرام روی زمین به سمت او می‌آید، او نمی‌ترسد اما یک توپ که در هوا با سرعت زیاد مستقیم به طرف سر یا بدن او حرکت کند، ممکن است برای کودک ترسناک باشد. در داخل منزل می‌توانید از توپ‌های نرم یا اسفنجی به همراه یک سطل یا سبد به عنوان هدف، استفاده کنید. اگر در منزل شما یک راهروی طولانی وجود دارد، می‌توانید یک بازی بولینگ ساده برای او ترتیب بدهید.
کودکان معمولا چپ دست یا راست دست بودن خود را در سال دوم زندگی نشان می‌دهند، پس می‌توانید به دنبال علائم این مطلب باشید. اما ممکن است انتخاب کودک در طول مراحل بعدی رشد، تغییر کند؛
کودکان معمولا چپ دست یا راست دست بودن خود را در سال دوم زندگی نشان می‌دهند، پس می‌توانید به دنبال علائم این مطلب باشید. اما ممکن است انتخاب کودک در طول مراحل بعدی رشد، تغییر کند؛ پس اگر کودک شما هنوز هیچ کدام از دست‌هایش را بر دیگری ترجیح نمی‌دهد، لازم نیست نگران شوید.
بازی‌های آبی نیز در این سن برایش جالب هستند و موجب افزایش هماهنگی بین اعضای بدن کودک می‌شوند. بهتر است کودک را مرحله به مرحله با آب آشنا کنید و برای این کار، از خود کودک کمک بگیرید. بعضی از بچه‌ها دوست دارند که سرشان را زیر آب ببرند، اما این کار برای برخی دیگر دشوار به نظر می‌رسد و مدتی زمان می‌برد.
 
بعضی‌ها از آب بازی خوششان می‌آید، اما بعضی دیگر دوست دارند که آرام، با دست یا پا با آب بازی کنند. بیشتر کودکان احساس شناور بودن برسطح آب را دوست دارند. اما سعی کنید بفهمید که او از چه چیزی خوشش می‌آید یا با چه کاری راحت‌تر است و از همان جا شروع کنید.
لازم به یادآوری است که حفظ امنیت کودک در آب خیلی مهم است و حتی اگر کودکتان در وان حمامش در آب نشسته و سرش بیرون است، در کنارش بمانید، زیرا وزن سر کودکان بیشتر از تنه‌شان است و ممکن است کودک در یک لحظه بچرخد و سرش زیر آب برود یا به جایی بخورد، بدون این‌که جیغ و فریاد بزند یا گریه کند. پس با این تصور که اگر شما چند دقیقه او را ترک کنید و اگر اتفاقی بیفتد با شنیدن صدای گریه خودتان را به او می‌رسانید، خطر نکنید.البته اگر احساس می‌کنید او میلی به بازی‌هایی از این دست ندارد، بهتر است او را وادار به این کار نکنید تا وقتی بزرگ‌تر شد، به آب علاقه بیشتری پیدا کند.
منبع : چهار دیواری

  • عوف عقیلی